به نام ستاره ی شب تاریکم یک شب خوب تو آسمون
یک ستاره چشمک زنون خندید و گفت کنارتم
تا آخرش تا پای جون ستاره ی قشنگی بود
آروم و ناز و مهربون ستاره شد عشق منو
منم شدم عاشق اون اما زیاد طول نکشید
عشق منو ستاره جون ماهه اومد ستاره رو
دزدید و برد نا مهربون ستاره رفت با رفتنش
منم شدم بی هم زبون حالا شبا به یاد اون
چشم میدوزم به آسمون

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۶ ب.ظ توسط صنم
|